<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>من و دکتر شریعتی </title>
<link>https://shariatism.blogfa.com</link>
<description>زنده باد یاد و خاطره دکتر شریعتی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 25 Jan 2012 08:11:26 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>این &quot;سروش&quot; است یا که &quot;سلمان رشدی&quot;؟- قسمت سوم</title>
<link>https://shariatism.blogfa.com/post/207</link>
<description>بر دهان &quot;حق&quot; کسی که &quot;مشت&quot; زد &quot;خنجر&quot; خود را کنون از &quot;پشت&quot; زد رنگ &quot;سبز فتنه&quot; رو به زردی است هستم عالم – &quot;عالم نامردی&quot; است طاعت از &quot;تزویر&quot; بود و شد تباه تف نثار هر که رویش شد &quot;سیاه&quot; حرف &quot;مولا&quot;: گر که &quot;مولانا&quot; بود این &quot;سیاهی&quot; تا ابد &quot;مانا&quot; بود با شمایم &quot;فیلسوف&quot; دین فروش! بی &quot;فرج&quot; از شدت شر ای &quot;سروش&quot; &quot;فلسفه&quot; پندار &quot;چرس&quot; و چرسی است بهترین &quot;آیات&quot; زیر کرسی است صحو می گوید &quot;سماع&quot; سُکر کن &quot;منقل&quot; ات : روشن- خدا را شکر کن لاف ها از &quot;معرفتها&quot; داشتی با &quot;قلم&quot; تخم &quot;خصومت&quot;</description>
<pubDate>Wed, 25 Jan 2012 08:11:26 +0330</pubDate>
<dc:creator>shariatism</dc:creator>
<guid>shariatism.blogfa.com/post/207</guid>
</item>
<item>
<title>این &quot;سروش&quot; است یا که &quot;سلمان رشدی&quot;؟- قسمت دوم</title>
<link>https://shariatism.blogfa.com/post/206</link>
<description>فلسفه : &quot;تور&quot; است میقات تو است &quot;قایق خرد خیالات&quot; تو است با قلم &quot;فتح الفتوحی&quot; کرده ای!! رخنه در &quot;حصن&quot; نصوحی کرده ای!! &quot;فحص&quot; در بحث &quot;ولایت&quot; کرده ای پای در کفش &quot;فقاهت&quot; کرده ای آنچه &quot;زحمت&quot; یا مزید ناله است &quot;شاخ گستاخ&quot; توی بزغاله است دمبدم از آب گویی-دجله کو؟ آی ی ی ی &quot;داماد دروغین&quot;!حجله کو؟ دین &quot;سعادت&quot; خواست تا بنیاد شد وجه خوبی – &quot;ختم استبداد&quot; شد این &quot;عَلَم&quot; خاص &quot;شقاوت&quot; بوده است؟! &quot;قله دار&quot; هر &quot;قساوت&quot; بوده است؟! &quot;انتقاد&quot;ت گشت : تخریب خُنک دهخدا داند</description>
<pubDate>Wed, 25 Jan 2012 07:58:33 +0330</pubDate>
<dc:creator>shariatism</dc:creator>
<guid>shariatism.blogfa.com/post/206</guid>
</item>
<item>
<title>این &quot;سروش&quot; است یا که &quot;سلمان رشدی&quot;؟- قسمت اول</title>
<link>https://shariatism.blogfa.com/post/205</link>
<description>بعد بسم الله الرحمن الرحیم با&quot; عنایت&quot; از خداوند کریم با&quot; قلم&quot; خواهم کمی خلوت کنم &quot;فکر&quot; خود را فاش در جلوت کنم بار الها! &quot;خوار&quot; یا رسواکنم لب اگر در غیر&quot; حق&quot; من وا کنم ذکر حق عمری &quot;مرام&quot;م بوده است &quot;حرف حق &quot;گفتن کلامم بوده است چون که قائل من به &quot;حق&quot;ام چون &quot;معاد&quot; &quot;ثروت&quot; دنیایی من: یک&quot; مداد&quot; حافظ خون &quot;شهدا&quot; بوده است گر &quot;مداد&quot;ی با &quot;علما&quot; بوده است &quot;شبهه&quot; ها : وافر به پاسخ ابترند &quot;عالمان&quot; گویا به کار دیگرند؟! سرد و &quot;ساکت&quot; ناظر &quot;دشمن&quot; شدند &quot;بی زبان&quot; گشتند چون&quot;</description>
<pubDate>Wed, 25 Jan 2012 07:54:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>shariatism</dc:creator>
<guid>shariatism.blogfa.com/post/205</guid>
</item>
<item>
<title>با عذر خواهی فراوان از خوانندگان تقدیم به آقای سروش</title>
<link>https://shariatism.blogfa.com/post/204</link>
<description>بزها و بزغاله ها همیشه پیشروان گله هستند و چون دم‌شان بالاست، آن جایشان هویداست! گوسفندان اما سر به زیرند و دنبه پروارشان، ستر عورت می‌کند! از قضا بز چموشی از گله بازماند و در پی گوسفندان افتاد. به نهری رسیدند و بزها و پس گوسفندان به تقلید آن‌ها از نهر پریدند. بز چموش در پی آخرین گوسفند بود که ناگهان دید هنگام پرش، دنبه بالا رفت و کشف عورت شد! بز از این کشف عارفانه و شهود عاشقانه، سماع کنان در میان گله جهید و کوس رسوایی گوسفند را می‌زد.</description>
<pubDate>Mon, 26 Dec 2011 16:34:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>shariatism</dc:creator>
<guid>shariatism.blogfa.com/post/204</guid>
</item>
<item>
<title>شعر زیبای دکتر</title>
<link>https://shariatism.blogfa.com/post/203</link>
<description>تا سحر اي شمع بر بالین من امشب از بهر خدا بیدار باش سایه ی غم ناگهان بر دل نشست رحم کن امشب مرا غمخوار باش آه ای یاران بفریادم رسید ورنه مرگ امشب بفریادم رسد ترسم آن شیرینتر از جانم ز راه چون به دام مرگ افتادم رسد گریه و فریاد بس کن شمع من! بر دل ریشم نمک دیگر مپاش قصه’ بیتابی دل پیش من بیش از این دیگر مگو خاموش باش همدم من مونس من شمع من جز توام در این جهان غمخوار کو ون دراین صحرای وحشتزای مرگ وای بر من وای برمن یار کو؟ وندرین زندان امشب شمع من دست خواهم</description>
<pubDate>Mon, 19 Dec 2011 17:25:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>shariatism</dc:creator>
<guid>shariatism.blogfa.com/post/203</guid>
</item>
<item>
<title>کدام نقد</title>
<link>https://shariatism.blogfa.com/post/202</link>
<description>نمی دانم ساواکی دانستن شریعتی نقد اوست یا تشکیک در مدرک تحصیلی اش؟ گرته برداری از کتابش مراجعه به متن است یا فاشیست و استالینیست و لنینیست خواندنش؟ بالاخره رمانتیک و احساساتی است یا با عقل اسلام را به زمین آورده است ؟ بالاخره انقلاب کرده یا در راستای ساواک حرکت کرده است؟ بالاخره تاریخ نمیداند یا سیاست؟ غرب را نمی شناسد یا اسلام را و می شود اسلام نشناسی و آن کتابها را درباره علی و فاطمه و حسین و حج و نماز و .....</description>
<pubDate>Sun, 18 Dec 2011 19:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shariatism</dc:creator>
<guid>shariatism.blogfa.com/post/202</guid>
</item>
<item>
<title>دکتر شریعتی از نگاه میشل فوکو</title>
<link>https://shariatism.blogfa.com/post/201</link>
<description>میشل فو کو فیلسوف سرشناس فرانسوی که در زمان انقلاب اسلامی چند بار به ایران سفر کرده بود، پس از مرگ شریعتی از او به عنوان حاضر نادیدنی و غایب همیشه حاضر یاد کرده است .</description>
<pubDate>Mon, 12 Dec 2011 16:05:12 +0330</pubDate>
<dc:creator>shariatism</dc:creator>
<guid>shariatism.blogfa.com/post/201</guid>
</item>
<item>
<title>خاطره خسرو منصوریان از دکتر شریعتی</title>
<link>https://shariatism.blogfa.com/post/200</link>
<description>یک روز در منزل ما نشسته بودیم و او مشغول سخنرانی بود . دیدم که دکتر شریعتی خودش را به صورت نشسته می کشد و آرام به کنار های نزدیک دیو ار اتاق می رود . از او پرسیدم : دکتر چکار می کنی ؟ چیزی شده ؟ آن زمان کف اتاق منزل من ، موکت نمدی بود . جهاز همسرم یک دانه فرش کاشی بود که آن را روی موکت انداخته بودیم . شریعتی که در لبه بین فرش و موکت نشسته بود داشت خودش را آرام آرام به سمت موکت می کشید تا مبادا در جایی که موکت هست روی فرش بنشیند .</description>
<pubDate>Sun, 11 Dec 2011 17:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shariatism</dc:creator>
<guid>shariatism.blogfa.com/post/200</guid>
</item>
<item>
<title>گلچین وصیت نامه</title>
<link>https://shariatism.blogfa.com/post/199</link>
<description>انسان در 		زیر بار سنگین موفقیت‌هایش دارد مسخ میشود، علم امروز انسان را دارد به یک 		حیوان قدرتمند بدل میکند. تو هرچه میخواهی باشی باش، اما... آدم باش. . چه سخت و چه شکوهمند است که آدمی خود 		طباخ غذاهای خویش باشد. مردم همه نشخوار‌کنندگانند و همه خورندگان آنچه 		برایشان پخته‌اند. دعوای امروز بر سراین است که لقمه کدام طباخی را بخورند. 		هیچ کس به فکر لقمه ساختن نیست. آنچه می‌خورند غذاهایی است که دیگران هضم 		کرده‌اند.</description>
<pubDate>Sat, 10 Dec 2011 17:59:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>shariatism</dc:creator>
<guid>shariatism.blogfa.com/post/199</guid>
</item>
<item>
<title>متن کامل وصیت نامه</title>
<link>https://shariatism.blogfa.com/post/198</link>
<description>متن کامل وصیت نامه 		 دکتر علی‌ شریعتی</description>
<pubDate>Sat, 10 Dec 2011 17:54:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>shariatism</dc:creator>
<guid>shariatism.blogfa.com/post/198</guid>
</item>
</channel>
</rss>
