نمی دانم ساواکی دانستن شریعتی نقد اوست یا تشکیک در مدرک تحصیلی اش؟ گرته برداری از کتابش مراجعه به متن است یا فاشیست و استالینیست و لنینیست خواندنش؟ بالاخره رمانتیک و احساساتی است یا با عقل اسلام را به زمین آورده است ؟ بالاخره انقلاب کرده یا در راستای ساواک حرکت کرده است؟ بالاخره تاریخ نمیداند یا سیاست؟ غرب را نمی شناسد یا اسلام را و می شود اسلام نشناسی و آن کتابها را درباره علی و فاطمه و حسین و حج و نماز و ..... بنویسی؟ آیا می شود کسی تاریخ نداند و ایدئولوگ انقلاب باشدو روشنگری دینی را احیا کند و آن قدر بزرگ باشدکه تاریخ ایران و روشنگری ایرانی به قبل و بعد از او تقسیم شود ؟